تبليغاتX
زیـرنـورمـاه

زیـرنـورمـاه

بگذار که امشب زیرنورماه تو بمانم شاید فردا مرا آفتابی نباشد...

خون جگر

 

چشمان ترش ستاره بیرون می ریخت
باهرنفس و اشاره بیرون می ریخت

انگار که خون جگر سقا بود
آبی که زمشک پاره بیرون می ریخت

مرداد ۸۷

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم دی 1387ساعت 1:29  توسط هادی   |