زخم کاری
زخم جگر تو بس که کاری شده است
چشمان من از غصه بهاری شده است
خونی که ز داغ کوچه بر دل کردی!
از گوشه ی لبهای تو جاری شده است ...
+ نوشته شده در جمعه هفدهم اسفند 1386ساعت 12:38  توسط هادی
|
بگذار که امشب زیرنورماه تو بمانم شاید فردا مرا آفتابی نباشد...