زنده ها خیلی براش کهنه بودن خودشو تو مرده ها جا زد و رفت

گفتی: غزل بگو! چه بگویم؟ مجال کو؟
شیرین من، برای غزل شور و حال کو؟
پر می زند دلم به هوای غزل، ولی
گیرم هوای پر زدنم هست، بال کو؟...
+ نوشته شده در چهارشنبه نهم آبان 1386ساعت 10:47  توسط هادی
|
