تبليغاتX
زیـرنـورمـاه

زیـرنـورمـاه

بگذار که امشب زیرنورماه تو بمانم شاید فردا مرا آفتابی نباشد...

ذبح عظیم ماه

از آفتاب رویت شبگیر می‌شود ماه
از انعکاس چشمت تکثیر می‌شود ماه
ای آیه‌آیه خورشید، شان نزول باران
با گوشه‌ی نگاهت، تفسیر می‌شود ماه
انگار در دل شب گم کرده راه خود را
وقتی به دام زلفت، زنجیر می‌شود ماه
هر قدر از تو دورم، در آتشم، تنورم
ازآهِ سينه‌ي من، تبخیر می شود ماه
ابر سیاه مرگ است، کز ماه کینه دارد
در پنجه‌هاي بي‌شرم، تسخیر می‌شود ماه
دستانِ سرد ظلمت، نور از ستاره دزديد
در آسمان بي‌تو تکفير مي‌شود ماه
اینجا همه نقاب مردی به چهره دارند
با هر فريب و نيرنگ، دلگیر می‌شود ماه
ای شعر ناب برگرد، ای بی‌نقاب برگرد
شکل هلال دارد تا پير می‌شود ماه
صبح ظهور، صبحِ خونخواهی بهار است
در انتقامِ ازخصم، شمشیر می‌شود ماه
در مقدمت چه زیبا، ذبح عظیم کرده
قربانی قضاء و تقدیر می‌شود ماه
ای ناجی بزرگ آیینه‌های زخمي
درقاب چشم هایت، تصویر می‌شود ماه

 

(مرداد۸۵)

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم آبان 1385ساعت 15:9  توسط هادی   |